
تمام تعطیلات عید رو سرفه کرد.چن روز قبل از عید به شدت سرما خورد و سینوسش عفونت کرد.توی عکسای تولد شش سالگیش می شد کاملا فهمید که چقدر بهش سخت گذشته. دیشب از ساعت 3 تا خود صبح متوالی بالا آورد.صبح سر میز صبحونه با چشمای پرش طاقت نیاورد و زد زیر گریه که :چرا زندگی اینقد سخته؟؟؟ باید چی میگفتم؟...
ادامه مطلب